این مقاله به تعریف، چگونگی، زمان و مکان بهبود، دلیل اهمیت، بررسی اجمالی، به تعریف مفاهیم کلیدی تست کاربردپذیری (Usability test) برای استارتاپ ها و پاسخ به سوالات اساسی می‌پردازد

تعریف کاربردپذیری

کاربردپذیری ویژگی کیفی است که میزان راحتی استفاده از رابط های کاربری را ارزیابی می کند. همچنین واژه “کاربردپذیری” به روشی برای بهبود راحتی در استفاده در طول فرآیند طراحی اشاره دارد.

کاربردپذیری به وسیله 5 جزء کیفی زیر تعریف می شود:

قابلیت یادگیری

میزان راحتی انجام وظایف اساسی برای کاربران، در اولین رویارویی با طرح

بهره وری

سرعت انجام وظایف توسط کاربران، پس از یادگیری طرح

قابلیت یادآوری

میزان بازیابی مهارت کاربر، پس از یک دوره عدم استفاده از طرح

خطاها

تعداد خطاهای کاربران، شدت خطاها و میزان راحتی بهبود خطاها توسط کاربران

سطح رضایت بخشی

میزان خوشایندی استفاده از طرح

ویژگی های کیفی مهم دیگری نیز وجود دارند. “سودمندی” یک ویژگی کلیدی است که به عملکرد طرح اشاره دارد: آیا طرح نیاز کاربران را برطرف می کند؟

کاربردپذیری و سودمندی به یک اندازه اهمیت دارند و در کنار هم، مفید بودن چیزی را مشخص می کنند. ساده بودن چیزی که موردنیاز شما نباشد، مساله کم اهمیتی است. همچنین سیستمی که بتواند نیاز شما را برطرف کند اما به دلیل رابط کاربری خیلی سخت آن نتوانید این کار را انجام دهید، مطلوب نیست. جهت بررسی سودمندی طرح، می‌توانید همان روش های تحقیقی کاربری مورد استفاده برای بهبود کاربردپذیری را به کار گیرید.

تعریف سودمندی: فراهم کردن امکانات مورد نیاز

تعریف کاربردپذیری: میزان راحتی و رضایت بخشی به کارگیری این امکانات

تعریف مفید بودن: کاربردپذیری + سودمندی

اهمیت کاربردپذیری:

کاربردپذیری در شبکه شرط ضروری برای بقاء و توسعه کسب و کار (استارتاپ) شما است. اگر استفاده از یک وبسایت برای کابران دشوار باشد، از آن خارج می شوند. اگر صفحه اصلی سایت در توضیح واضح آنچه شرکت ارائه می دهد و کاربران می توانند در سایت انجام دهند، شکست بخورد، از آن خارج می شوند. اگر خواندن اطلاعات یک وبسایت سخت باشد و یا به سوالات کلیدی کاربران پاسخ ندهد، از آن خارج می شوند. به الگو توجه کردید؟ چنین چیزی وجود ندارد که کاربر کتابچه راهنمای سایت را بخواند یا زمان زیادی را صرف تلاش برای فهمیدن رابط کاربری کند. وبسایت های فراوان دیگری در دسترس هستند. خارج شدن از سایت، اولین خط دفاعی کاربران در مواجهه با دشواری است.

اولین قانون در تجارت الکترونیک این است که اگر کاربران نتوانند محصولی را پیدا کنند، نخواهند توانست آن را بخرند.

در اینترانت ها، کاربردپذیری موضوع بهره وری کارکنان است. زمانی که کارکنان با فکر کردن به دستورالعمل های دشوار هدر می دهند، برابر با پولی است که برای سر کار بودنشان به آن ها پرداخت می کنید در حالی که کاری انجام نمی دهند.

در بهترین روش های فعلی،  10% از بودجه پروژه طراحی را صرف کاربردپذیری آن می کنند. 

برای نرم افزار و تولیدات فیزیکی،  پیشرفت ها در زمان تاکید به کاربردپذیری در فرآیندهای طراحی، معمولا کمتر، اما همچنان قابل توجه است. 

بهبود کاربردپذیری:

روش های زیادی برای مطالعه کاربردپذیری وجود دارد اما اساسی ترین و کاربردی ترین آن، تست کاربری است که شامل 3 جزء می باشد:

برخی از کاربران مانند مشتریان برای تست یک سایت تجارت الکترونیک و یا کارکنان برای تست یک اینترانت را به نمایندگی دعوت کنید.

از کاربران بخواهید تا وظیفه یا کاری را توسط طرح موردنظر انجام دهند.

انجام کار توسط کاربران، موفقیت یا رویارویی با مشکلات در رابط کاربری را مشاهده کنید و اجازه بدهید درباره آن صحبت کنند.

تست کاربران به طور فردی و حل هر مشکلی توسط خود کاربر از اهمیت برخوردار است. با کمک به کاربران یا جهت دادن به توجه آنان در هر قسمت از تست، نتایج تست غیرقابل استناد خواهد شد.

برای مشخص شدن مشکلات مهم کاربردپذیری، معمولا تست 5 کاربر کافی خواهد بود. استفاده از منابع برای تست های زیاد و کوچک و اصلاح طرح پس از هر تست به جای برگزاری یک مطالعه بزرگ و پرهزینه، امکان درست کردن عیب های کاربردپذیری را پس از شناخت آن، فراهم می کند.

تست کاربری با گروه های تمرکز که روشی ضعیف برای ارزبابی کاربردپذیری است، متفاوت می باشد. گروه های تمرکز جایگاهی در تحقیقات بازار دارد اما  برای ارزیابی طرح های تعاملی، مشاهده فردی کاربران در زمان انجام وظایف در محیط کاربری ضروری است. گوش کردن به آنچه مردم می گویند گمراه کننده است، باید چیزی را که واقعا انجام می دهند، ببینید.

زمان انجام کاربردپذیری:

کاربردپذیری در هر سطح از فرآیند طراحی نقش دارد. سطوح اصلی به شرح زیر است:

1. پیش از شروع یک طراحی جدید: تست طرح قدیمی برای شناسایی قسمت های مطلوب که باید نگه داشته شوند و بخش های نامطلوب که برای کاربران مشکل ایجاد می کنند.

2. تست طرح های رقبا در زمینه رابط کاربری جایگزین با ویژگی های مشابه طرح شما، برای دستیابی به داده های ارزان.

3. انجام یک مطالعه میدانی جهت مشاهده رفتار کاربران طبق عادت های طبیعیشان

4. ساخت نمونه های کاغذی از ایده های طرح جدید و تست آن ها.

بهتر است وقت زیادی را صرف هریک از طرح ها نکنید. زیرا با توجه به نتایج تست ها، نیاز به ایجاد تغییر خواهند داشت.

5. تصحیح ایده های طرح با نتایج تکرارهای چندگانه با رتبه بندی از نمونه اولیه تا نهایی توسط کامپیوتر

6. بررسی طرح نسبت به دستورالعمل های کاربردپذیر

7. تست دوباره طرح نهایی جهت پیاده سازی و رفع مشکلات نامحسوس کاربردپذیری

تنها راه برای داشتن تجربه کاربری با کیفیت، شروع زود هنگام تست کاربری در فرآیند طراحی و ادامه تست در هر مرحله است.

مکان تست:

اگر حداقل یک تست کاربری در هفته انجام می دهید، داشتن یک آزمایشگاه اختصاصی کاربردپذیری ارزشمند است. آنچه اهمیت دارد نزدیک بودن به کاربران واقعی و نشستن کنار آنها در زمان استفاده از طرح است.

اما باید دقت داشت که برگزاری تست در مکان خود شرکت باعث ایجاد ذهنیت قبلی می شود و روی نتایج اثر خواهد داشت. از این رو بهترین روش ثبت نام کاربرها و برگزاری تست توسط مجموعه های متخصص و در فضایی کاملا بی طرف می باشد تا بتوانید با مطالعه محصول رقبا و تست محصول خود، نتایج بهتری به دست آورید.

منبع مقاله