منتور کیست و منتورینگ یعنی چه؟

نمی‌توانیم از مسیر شغلی و موفقیت شغلی حرف بزنیم، اما به منتورینگ (Mentoring) داشتنِ  و اهمیت منتور (Mentor) اشاره نکنیم.

اصطلاحاتی مثل منتورینگ و کوچینگ طی سال‌های اخیر با گسترش فضای استارت‌آپی بیشتر به گوش می‌خورند. اما این اصطلاحات اصلاً تازه نیستند و قدمتی طولانی دارند. چندین دهه است که در کتاب‌های مدیریتی به این مباحث پرداخته شده و نویسندگان بسیاری در این حوزه به مطالعه و تحقیق پرداخته‌اند

منتور کیست؟ به چه کسی منتور می‌گویند؟

برخی معتقدند که هر مشاوری را می‌توان منتور نامید. مثلاً اگر یک پلتفرم وجود داشته باشد که شما را از این نقطه‌ی دنیا به فرد باتجربه‌ای در نقطه‌ی دیگری از دنیا متصل کند و شما هیچ‌کدام یکدیگر را نشناسید و در یک جلسه‌ی مشاوره‌ی کوتاه یک ساعته از او مسئله‌ی خود را بپرسید، می‌توانید بگویید که به یک منتور مراجعه کرده‌اید‌

برخی دیگر منتورینگ را کاری جدی‌تر، رسمی‌تر و بلندمدت‌تر می‌دانند

دیدگاه ما در متمم به نگاه دوم نزدیک‌تر است و فکر می‌کنیم که باید «مشاوره‌ی موردی» را از منتورینگ متمایز دانست و این دو مفهوم را با هم مخلوط نکرد.

بر این اساس ما منتورینگ را یک رابطه‌میان دو نفر در نظر می‌گیریم که در آن، یکی از طرفین دارای تجربه، توانمندی‌ها و مهارت‌هایی است که می‌تواند به تدریج و در طی زمان به طرف دوم منتقل کند.

به تعبیری ساده‌تر ، منتورینگ رابطه‌ای است که در آن منتور فرد راه‌جو (مِنتی) را زیر پر و بال خود می‌گیرد و به او کمک می‌کند تا مسیر شغلی را سریع‌تر و ساده‌تر و با خطای کمتر طی کند.

در این رابطه، فرد کم‌تجربه‌تر می‌تواند مشکلات شخصی و شغلی خود را پیش منتور ببرد و از او برای راهنمایی در حل آن‌ها کمک بخواهد.

رابطه با منتور یک رابطه‌ی عمیق است

بسیاری از رابطه‌‌های رسمی سازمانی، عمیق نیستند. شما از مدیر یا سرپرست خود تبعیت می‌کنید، چون چارت سازمانی از شما چنین چیزی را می‌خواهد. چه‌بسا در بخشی از رفتارها و تصمیم‌ها، حرف او را قبول نداشته باشید، اما به علت جایگاه سازمانی بالاتر، از او «تبعیت» می‌کنید.

این در حالی است که وقتی شما کسی را به عنوان منتور انتخاب می‌کنید، قاعدتاً مدل ذهنی و تجربه و نحوه‌ی نگرش او را پذیرفته‌اید و همین باعث می‌شود که با جان و دل (و نه به خاطر فشار قانونی) حرف‌ها و توصیه‌های او را بپذیرید.

تفاوت‌های دیگری هم بین منتور و سرپرست وجود دارد. ما معمولاً مسائل شخصی خود را نزد مدیر و سرپرست خود نمی‌بریم. این در حالی است که ممکن است یک نفر، خستگی، سرخوردگی یا حتی تضاد میان کار و زندگی شخصی را نزد منتور خود مطرح کند و از او کمک بخواهد.

به همین علت گفته می‌شود که رابطه‌ با منتور یکی از عمیق‌ترین رابطه‌هایی است که در یک سازمان شکل می‌گیرد 

آیا خود ما منتور را پیدا می‌کنیم؟

در بعضی سازمان‌های بزرگ، برنامه‌های رسمی منتورینگ تعریف می‌شود. به این معنا که از هر یک از مدیران و افراد باتجربه خواسته می‌شود سرپرستی و هدایت یک یا چند نفر را بر عهده بگیرند و به آن‌ها در طی کردن مسیر شغلی کمک کنند. چنین برنامه‌هایی معمولاً به‌طور خاص برای کسانی در نظر گرفته می‌شود که امید می‌رود بتوانند در آینده سمت‌های بالا را در سازمان بر عهده بگیرند. 

اما این نوع تعریف رسمی رابطه‌ی Mentor و Mentee الزاماً کارآمدی بالایی دارید یا ندارد؟

ممکن است منتور این رابطه را صرفاً به عنوان یک تکلیف سازمانی بپذیرد و یا این‌که فرد کم‌تجربه‌تر، اساساً توانمندی و قدرت و شایستگی منتور را نپذیرفته باشد (بسیار پیش می‌آید که افراد کم‌تجربه‌تر در مقابل تجربه‌ی افراد مجرب تمکین نکنند و آن‌ها را الگویی مناسبِ دیروز و دورانِ گذشته بدانند).

به همین علت معمولاً وقتی از نقش منتورینگ در رشد و پیشرفت شغلی صحبت می‌شود، جنس صحبت این‌گونه است که به نسل جوان‌تر و کم‌تجربه‌تر توصیه می‌شود که برای خود یک یا چند منتور بیابند و از آن‌ها برای طی کردن مسیر شغلی خود کمک بگیرند.

منتور چه نقشی را بر عهده دارد؟

اصطلاح منتور را تقریباً از دهه‌ی هشتاد میلادی می‌توان در کتاب‌های مدیریتی مشاهده کرد. یعنی نزدیک به چهار دهه است که چنین اصطلاحی به دنیای مدیریت راه پیدا کرده و مورد توجه قرار گرفته است.

در آن زمان در تعدادی از شرکت‌های بزرگ دنیا برنامه‌های رسمی منتورینگ به وجود آمده بود. به این معنا که وقتی فردی در شرکت استخدام می‌شد، فرد دیگری را که تجربه‌ی بیشتری داشت به سمت منتور و راهنمای او منسوب می‌کردند تا به رشد و یادگیری فرد تازه‌وارد کمک کند و باعث شود او سریع‌تر در شرکت جا بیفتد و اثربخشی مطلوب را به دست بیاورد.

وظایف منتور

mentor اهمیت زیادی بر تاثیر منتورینگ و افزایش بهره‌وری در کسب و کار دارد. تعدادی از وظایف مهم یک منتور به شرح زیر میباشد

  • بازار کسب و کار شما را به خوبی بشناسد
  • چشم اندازهای شما را بهبود بخشد و به شما در توسعه اهدافتان کمک کند
  • اشتباهاتتان را به شما گوشزد کند و به شما کمک کند تا راه حلی را برای رسیدن به هدفتان پیدا کنید
  • روابطی دارد که می تواند با استفاده از آن ها کسب و کارتان را توسعه دهد
  • سرمایه گذاران و کارآفرینان مختلفی را می شناسد
  • زمانی که به او احتیاج دارید، در دسترستان است

چرا باید برای منتور هزینه پرداخت کنیم؟

حداقل هزینه، گذاشتن زمان لازم برای صحبت با یک منتور است. خدمات منتورینگ در هیچ کجای دنیا بدون هزینه نیست. دلیل آن هم واضح است. شما برای رسیدن به آن میزان از دانش و تجربه، باید زمان و هزینه زیادی را صرف کنید. و اشتباهات بیشتری را برای پیشرفت در کارتان انجام دهید که می توانید با استفاده از خدمات منتورینگ آن ها را کاهش دهید.

آیا برخورداری از منتور نقطه ضعف محسوب می‌شود؟

به نظر می‌رسد که اگر این پرسش را با ذکر یک شاهد مثال پاسخ دهیم، تأثیرگذاری بیشتری خواهد داشت. Bill Gate در دنیای فناوری فرد نام‌آشنایی است و نیاز به توضیح نیست که وی زمانی به عنوان پول‌دارترین فرد روی کرهٔ زمین قلمداد می‌شد (البته حتی اگر در حال حاضر چنین صفتی به وی اطلاق نگردد، او کماکان یکی از پول‌دارترین‌ افراد است.) جالب است بدانید که هم‌بنیان‌گذار کمپانی مایکروسافت در زندگی حرفه‌ای خود منتوری داشته است به نام Warren Buffett که از قضا ایشان هم یکی از افراد بسیار موفق در حوزهٔ کسب‌وکار در دنیا است.

با این تفاسیر، می‌توان گفت که برخورداری از منتور (مربی یا راهنما) نه تنها نقطه ضعف محسوب نمی‌گردد.

بلکه این قضیه به حدی در فضای کسب‌وکار حائز اهمیت است که شاید بتوان گفت داشتن منتور به نوعی نشان‌دهندهٔ نگاه حرفه‌ای منتی (شاگر یا راهنمایی‌گیرنده) است اما در عین حال توجه داشته باشیم که معیارهای زیادی برای انتخاب یک منتور خوب وجود دارد که در ادامه بیشتر پیرامون این مسئله صحبت خواهیم کرد.

منتورینگ دارای چه مزایایی میباشد؟

در ادامه خواهیم گفت که یک منتور چه وظایفی دارد و چگونه می‌توانیم یک منتور خوب را تشخیص دهیم اما در این نقطه بهتر است ابتدا به بررسی این موضوع بپردازیم که اساساً منتورینگ چه مزیت‌هایی دارد و پس از انتخاب یک منتور خوب، چه اتفاقی برایمان رخ خواهد دارد که برخی از مهم‌ترین مزایای منتورینگ عبارتند از:

– موفقیت شغلی:

سازمان‌ها و شرکت‌هایی که با کمک نیروهای باسابقهٔ خود برای تازه‌واردها برنامه‌های منتورینگ رسمی در نظر می‌گیرند، می‌توانند اعتماد داشته باشند که افراد جدید در کوتاه‌ترین زمان ممکن با ارزش‌های سازمان آشنا شده و می‌توانند. در همان راستا گام بردارند .از سوی دیگر، اگر به شکلی غیررسمی به مقولهٔ منتورینگ نگاه کنیم بدین صورت که اگر یک فریلنسر هستیم و برای ارتقاء دانش خود در زمینهٔ خاصی شخصاً اقدام به کمک گرفتن از یک منتور کنیم. می‌توانیم این تضمین را داشته باشیم که علیرغم عدم حضور در فضای کسب‌وکار رسمی همچون به استخدام یک شرکت درآمدن، خواهیم فهمید که روال انجام کارها در شرکت‌ها به چه شکل است و چگونه می‌توانیم از غافلهٔ افراد حرفه‌ای عقب نمانیم.

– یادگیری بیشتر هم برای منتور و هم برای منتی:

اگر از کسانی که در حوزهٔ منتورینگ چند سالی است فعالیت می‌کنند بپرسیم که «آیا یادگیری در منتورینگ یک‌طرفه است؟»، احتمالاً تعداد قابل‌توجهی از ایشان پاسخ دهند خیر چرا که اساساً منتورینگ یک جادهٔ دوطرفه است که درست است در آن منتی چیزهای به مراتب بیشتری فرا می‌گیرد، 

– به شبکهٔ دوستان منتور دست پیدا می‌کنیم:

در ادامه بیشتر توضیح خواهیم داد که به چه شکل این اتفاق می‌تواند رخ دهد اما در اینجا قصد داریم این موضوع را به عنوان یکی از مزایای منتورینگ در نظر بگیریم. دنیای کسب‌وکار، فضای نتورکینگ و ارتباطات است و این ارتباطات سالم هرچه بیشتر و مستحکم‌تر باشند، موفقیت ما در ادامهٔ راه تضمین‌تر خواهد شد.

– دستیابی به فرصت‌های طلایی بیشتر:

یکی از مزایای منتورینگ که هرگز نمی‌توان آن را نادیده گرفت این است که منتور می‌تواند فرصت‌های کاری بی‌شماری برای منتی ایجاد کند.

به طور مثال، فرض کنیم یک دولوپر مبتدی هستیم که از یک دولوپر ارشد به عنوان منتور خود بهره می‌جوییم. حال سؤال اینجا است که به نظر شما اگر فرد بااستعدادی باشیم و منتورمان هم از عملکرد ما راضی باشد، چه‌قدر احتمال دارد وی ما را به کارفرمایانی که می‌شناسد معرفی ننماید؟

تفاوت میان «کوچ» و «منتور»چیست؟

اصطلاحات کوچینگ(coaching) و منتورینگ (mentoring) با شروع استارت‌آپ‌ها بیشتر مطرح شده اند و امروز در زمینه کسب‌و‌کار نیز استفاده می‌شوند و معمولا به‌جای یکدیگر به‌کار می‌روند.

به همین دلیل در بسیاری از سازمان‌ها، از یک منتور انتظار دارند مسوولیت‌های کوچینگ را هم به‌عهده بگیرد. اما به‌رغم باور عموم این دو مقوله یعنی منتور و کوچ تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. برای اینکه تفاوت میان این دو را بدانیم و از دستاوردهایی که هرکدام برای کسب‌و‌کارمان به ارمغان می‌آورند مطلع باشیم، باید ابتدا با مسوولیت‌های مخصوص هر یک آشنا شویم.منتور کیست؟ به زبان ساده یک منتور کسی است که دانش، تخصص و مشاوره خود را به کسانی که تجربه کمتری دارند ارائه می‌دهد. منتور با بهره‌گیری از تجربه و مهارت‌های خود، کارمندانش را در مسیر درست هدایت می‌کند. این کمک و حمایت بر اساس تجربه‌ها و آموخته‌های شخصی منتور است که باعث جلب اطمینان بیشتر از جانب کارمندان خواهد شد.

وظایف یک منتور چیست؟

همان‌طور که گفته شد، یک منتور کسب‌و‌کار با توجه به رشد حرفه‌ای و توسعه مهارت‌های بین فردی و متقابل کارمندان تازه کارش، از آنها حمایت و پشتیبانی می‌کند و به‌ویژه او کمک می‌کند تا این کارمندان گزینه‌ها و انتخاب‌های حرفه‌ای خود را کشف کنند، اهداف توسعه را تعیین کنند، ارتباطات جدید ایجاد کنند.  در این روش، یک منتور به عنوان الگو و مشاوری حرفه‌ای برای کارمندان عمل می‌کند.

نقش یک منتور بر اساس نیازهای متغیر کارمندان تازه‌کار در طول زمان، تکامل پیدا می‌کند. در اغلب موارد، روابط منتورینگ غیررسمی است، درحالی‌که چنین روابطی هرازچندگاهی می‌تواند رسمی‌تر باشد.

در روابط منتورینگ رسمی، منتورها روش‌های از پیش تعیین شده و ساختاریافته‌ای را برای تعیین و تنظیم انتظارات واقع‌بینانه، به‌دست آوردن و افزایش منافع متقابل و ارتقای کیفیت کارمندان دنبال می‌کنند.منتورهای خوب همیشه تمایل دارند تا مهارت‌ها و دانش خود را با کارمندان جوان به اشتراک بگذارند.

منتورها برای الهام بخشی و ایجاد اطمینان و اعتماد در عملکرد خود، نگرش مثبت و تمایل به مقابله با مشکلات را دارند. این ویژگی به آنها کمک می‌کند که با کارمندان جوان در مورد اهداف و دغدغه‌های حرفه‌ای راحت‌تر بحث کنند.  کارمندانی که دارای اعتماد به‌نفس و رضایتمندی هستند، سازمان را به جلو هدایت می‌کنند و به همین دلیل کسب‌و‌کارها در حال حاضر تمرکز خود را بر شناسایی برنامه‌های منتورینگ صحیح، راهبردی و حمایتی قرار داده‌اند.

کوچ کیست؟

کوچ بر مهارت‌های خاص و اهداف توسعه یافته تمرکز دارد. او این کار را با تجزیه این مهارت‌ها و اهداف به وظایف و کارهای مشخص در یک دوره زمانی مشخص انجام می‌دهد. که درنتیجه با انجام این کار و برای روشن ساختن چشم‌انداز پیشرفت کسب‌و‌کار، به رشد آن کمک می‌کند.

شناسایی و اولویت‌بندی اهداف برای بسیاری از کسب‌و‌کارها یک چالش بزرگ محسوب می‌شود. کوچ‌ با کمک به کسب‌و‌کار‌ها برای اولویت‌بندی اهدافشان بر اساس اهمیت آنها با این چالش‌ها مقابله می‌کند. آنها به دنبال یک روش نظام‌مند و رسمی‌تر برای حل و فصل مسائل و مدیریت جنبه‌های خاص کسب‌و‌کار هستند.

وظیفه یک کوچ چیست؟

یک کوچ خوب بر تعیین اهداف، اولویت‌بندی آنها و انتخاب راه درست برای رسیدن به آنها تمرکز می‌کند. به این ترتیب او کمک می‌کند تا کسب‌و‌کارها بیشتر پاسخگو، هدف‌محور و رقابتی باشند.

او همچنین جنبه‌های مختلفی از یک کسب‌و‌کار موفق و در حال اجرا؛ ازجمله اهداف فروش، استراتژی‌های بازاریابی، مهارت‌های ارتباطی، ایجاد و ساخت تیم، رهبری و… را پوشش می‌دهد.

کوچ‌ها کسب‌و‌کارها را به‌گونه‌ای فراگیر ارزیابی می‌کنند و با این کار به تنظیم طرح، تعیین اهداف و شناسایی مراحل مورد نیاز برای رسیدن به نتایج موردنظر می‌پردازند. یک کوچ کسب‌‌وکار وضع موجود را به چالش می‌کشد و کسب‌و‌کارها را وادار می‌کند تا نگاه دقیق‌تری به رویکردها، روش‌ها و تصمیمات خود داشته باشند. .یک کوچ با هدایت کسب‌و‌کارها در مسیر صحیح، در جهت حصول موفقیت آن کمک می‌کند. 

تفاوت‌های بین این دو مقوله

منتورینگ یک فرایند طولانی مدت و براساس اعتماد و احترام متقابل است اما کوچینگ یک فرایند کوتاه‌مدت است.منتورینگ بر ایجاد یک ارتباط غیررسمی بین منتور و کارمند تازه‌کار متمرکز است، در حالی که کوچینگ یک رویکرد ساختار‌یافته‌تر و رسمی را دنبال می‌کند.

یک منتور کسب‌و‌کار دارای تجربه‌های مهمی است که به درآمدزایی کارمند تازه‌کار منتهی می‌شود، اما یک کوچ، کسب‌و‌کار تجربه‌ها و عملکردهای سازمان را مورد تحلیل و پرسش قرار می‌دهد. اولویت منتور، کمک به توسعه مهارت‌های کارمند در فعالیت‌های فعلی و عملکردهای آتی آن است، اما اولویت کوچ بهبود عملکرد و کارایی فعلی و تاثیرگذاری در عملکردهای زمان حال است. 

کسب‌و‌کارهای کوچک به‌واسطه حمایت‌های صحیح و بجا سازنده‌تر، سودآور و رقابتی‌تر خواهند بود. باید توجه داشت که بهتر است بدون اینکه گرفتار تفاوت تعاریف بشویم روی این موضوع اصلی متمرکز باشیم، برای رشد در هرکاری همواره نیاز به کمک گرفتن از افراد باتجربه هست.